محمد مفيد مستوفى بافقى
89
جامع مفيدى ( فارسى )
[ 74 الف ] در هربهار كه جهان از آرايش گلزار نمونهء باغ ارم مىگردد و اطراف بساط غبرا از رياحين درخشنده مىشود و فراش صبا بسيط زمين را به فرشهاى رنگارنگ مىگستراند و باغبان صنع چمن جهان را به گلهاى گوناگون مىآرايد ، شعر : چمن از نسيم صبا مشكبار * سمن از لطافت چو رخسار يار ز باد سحر گل دهان كرده باز * چو معشوق خندان عاشقنواز عاليجاه بانى مهماننواز در باغ مزبور طرح عيش و صحبت انداخته با فضلا و دانشمندان و شعرا و نديمان گوى مصاحبت مىبازد و دست دريا نوال گشاده دوست و دشمن را مىنوازد . اميد كه پيوسته در گلشنآباد دولت سرسبز و شاداب بوده اسباب سعادت دو جهانىاش مهيا و آماده باد . و ديگرى از مستحدثات سركار آن حضرت باغى است در قريهء مزبوره در كمال خوبى و خوشى ، شعر : در اين باغ خوش ميوههاى ترست * به زيبائى از يكدگر خوشترست و ايضا قنات مهدىآباد قصبهء مهريجرد و مزرعهء مباركآباد حوالى ميبداز مستحدثات سركار عالىجاه معظم اليه است . [ 74 ب ] و چون جواد خوشرفتار خامه بر سبيل اجمال شمهاى از احوال خير مآل ستودهخصال اين زمرهء عظام و اين طبقهء لازم الاحترام كه هريك در درياى سيادت و گوهر بحر كرامت و ولايتاند باز نمود اين ضعيف در دار السعادهء حيدرآباد رحل اقامت انداخته بود و مفصل اوضاع و خصوصيات احوال آن فرقهء صاحب اجلال در نظر نبود ، لاجرم بهمينقدر اختصار نمود و به موجب وعدهاى كه در ديباچهء اين صحيفه كرده عنان كميت قلم واسطىنژاد بصوب احوال جمعى ديگر معطوف ساخت . « 1 »
--> ( 1 ) - تا اينجا را ژان اوبن بعنوان « فصلى از جامع مفيدى » در كتاب « منابع براى احوال شاه نعمت اللّه ولى » از انتشارات انستيتو ايران و فرانسه ( چاپ طهران ) بطبع رسانيده است .